تبليغاتX
داروسازی و گریزی بر فناوری نانو
The weblog is based on the Ralations of Modern Pharmacy And Nantechnology ,Better Say DDS,

 

تا چند قرن پيش كه هنوز داروهاي شيميايي اينقدر فراگير نشده بودند مردم خود را با خوردن دارو هاي گياهي يا خوردن غذاهاي مكمل درمان مي كردند. در آن زمان عطاري ها هم محل فروش ادويه و بعضي مواد غذايي بودند هم داروخانه.

 

انواع عرقيات گياهي هم در طب سنتي ايران جايگاه خاصي دارند. از همين جا مي توان به اهميت غذا در بازيابي سلامت از دست رفته پي برد. با اين حال امروز بيشتر ما در صورت ابتلا به بيماري هاي جزئي يا حاد به پزشكان معمولي مراجعه مي كنيم و از خودمان با داروهاي شيميايي پذيرايي مي كنيم.

 

اما راه هاي ديگري هم براي درمان بيماري هاي تازه از راه رسيده يا مزمن وجود دارد. يكي از فراگيرترين روش هاي درماني در سراسر دنيا هوميوپاتي است كه اتفاقاً پزشكان معمولي خيلي به سختي مي توانند آن را جايگزين مناسبي براي كار خود بدانند.

 

در هوميوپاتي ماده اي كه نشانه هاي بيماري خاصي را ايجاد كرده با دوز پائين به مريض مي خورانند كه باعث فعال شدن سيستم ايمني خود بدن مي شود و بدن به طور طبيعي خود را درمان مي كند.

 

هوميوپات ها تقريباً فلسفه اي مشابه دكتر تغذيه را دنبال مي كنند كه سركوب نشانه هاي بيماري با دارو به هيچ وجه قلب بيماري را هدف نمي گيرد و تا زماني كه منشاء عدم تعادل در بدن باقي مانده باشد، بيماري ادامه پيدا مي كند.

 

ممكن است پس از مصرف دارو هاي شيميايي نشانه هاي بيماري ناپديد شوند اما در بيشتر موارد عدم تعادل پس از مدتي به شكل ديگري ظاهر مي شود.

 

هوميوپات ها تمامي مشكلات و ناراحتي هايي را كه بيمار دارد با انجام آزمايش هاي وقت گير و دقيق در نظر مي آورند.

 

اين كار در عصر تخصص ها- كه هر متخصص فقط به يك ناراحتي خاص مي پردازد- هنر گمشده اي است و عجيب به نظر مي رسد. آنها سپس درمان هوميوپاتي واحد و جامعي را كه با كل نشانه هاي بيماري همخواني داشته باشد انتخاب مي كند.

 

اين درمان هاي طبيعي از گياهان، مواد معدني و ساير تركيبات طبيعي تشكيل شده اند كه طي فرآيندي مرحله به مرحله با رقيق كردن مكرر و تكان دادن محلول آماده شده اند.

 

در اين روش تركيباتي ارائه مي شود كه سيستم ايمني خود بدن را تحريك مي كند. معمولاً دارو را تنها يك بار به بيمار مي دهند و صبر مي كنند تا تاثير درازمدت آن آشكار شود.

 

امروزه هوميوپاتي در بسياري كشورها مانند انگلستان، فرانسه، سوئيس، آلمان و هند پذيرفته و رايج است با اين حال هوميوپاتي هم مانند تغذيه درماني در بسياري كشورها هنوز شناخته شده نيست.

 

اگرچه به علت موفقيت بسيارش در درمان بيماري ها به سرعت در حال رشد است به خصوص كساني كه داروهاي مرسوم به آنها كمكي نكرده هر روز بيش از پيش به هوميوپاتي روي مي آورند.

 

معمولاً هوميوپاتي براي افرادي كه بيماري هاي مزمن دارند بسيار تاثيرگذار است كه بيماري هاي جسمي طولاني مدت يا مشكلات عاطفي و نيز بيماري هايي كه دوباره و چندباره بازگشته اند را هم دربرمي گيرد. اينكه پزشكي، بيماري را درمان ناپذير تشخيص داده باشد باعث نمي شود كه هوميوپاتي نتواند همان بيماري را علاج كند.

 

هوميوپاتي حتي به كساني كه بيماري خاص آنها دقيقاً تشخيص داده نشده هم كمك مي كند.

 

هوميوپاتي بر پايه سه اصل عمل مي كند:

 

اول آنكه مشابه، مشابه اش را درمان مي كند؛ مثلاً اگر نشانه هاي سرماخوردگي در بيمار شبيه به مسموميت با جيوه باشد، جيوه بهترين درمان هوميوپاتي است.

 

دوم دوز حداقل؛ درمان بسيار  بسيار رقيق به كار گرفته مي شود كه معمولاً يك واحد از ماده درماني و يك ميليارد واحد آب است.

 

سوم درمان واحد است يعني مهم نيست كه چند نشانه در بيمار وجود دارد تنها يك درمان به كار گرفته مي شود و آن درمان تمامي نشانه هاي بيماري را هدف مي گيرد.

 

همين اصول پايه در درمان هاي پيچيده آلرژي هم ديده مي شود كه در آن ماده ايجادكننده آلرژي در دوز پائين به بيمار داده مي شود يا در واكسيناسيون كه مهمترين بخش ويروس به بيمار تزريق مي شود تا سيستم ايمني او را در برابر آن ويروس خاص فعال كند.

 

چرا هوميوپاتي؟

 

هوميوپاتي دومين سيستم دارويي پرطرفدار در جهان است. محبوبيت اين روش در آمريكا در دهه اخير سالانه ۲۵ تا ۵۰ درصد رشد كرده است. توجه به اين روش از چند عامل سرچشمه مي گيرد:

 

- هوميوپاتي به شدت موثر است، هنگامي كه درمان درست اعمال شود نتيجه سريع، كامل و هميشگي است.

 

- هوميوپاتي كاملاً مطمئن است. حتي كودكان خردسال و زنان باردار هم مي توانند بدون ترس از عوارض جانبي از آن استفاده كنند. حتي درمان هاي هوميوپاتي را مي توان همراه با ساير داروها بدون ايجاد عوارض جانبي ناخواسته مصرف كرد.

 

- هوميوپاتي طبيعي است. در درمان هاي هوميوپاتي معمولاً مواد طبيعي به كار گرفته مي شوند.

 

- هوميوپاتي در هماهنگي با سيستم ايمني بدن عمل مي كند برعكس داروهاي شيميايي پيچيده كه سيستم ايمني بدن را سركوب مي كنند. مثلاً داروهاي ضدسرماخوردگي، عطسه كه عكس العمل طبيعي بدن به سرماخوردگي و تلاش بدن براي پاكسازي ريه ها است را مختل مي كنند.

 

- درمان هاي هوميوپاتي اعتيادآور نيستند. هنگامي كه بيمار احساس بهبودي كرد مي تواند از مصرف آنها دست بكشد. اگر هم بهبودي حاصل نشد به اين معني است كه احتمالاً درمان هوميوپاتي اشتباهي را در پيش گرفته است.

 

- هوميوپاتي روشي جامع است. همه نشانه هاي بيماري را يك باره برطرف مي كند به عبارت ديگر علت بيماري را هدف مي گيرد نه نشانه هاي آن را. همچنين مي توان مطمئن بود نشانه هايي كه با هوميوپاتي درمان مي شوند دوباره باز نمي گردند.

 

 اما مشكلي هم هست

 

دو مانع عمده، به كارگيري هوميوپاتي را براي درمان بيماري ها محدود مي كند: نسخه دادن براي درمان درست و دقيق هوميوپاتي كمي بيشتر از مداواي عادي طول مي كشد.

 

از طرفي فقط درمان دقيق مي تواند نشانه هاي بيماري را برطرف كند. هيچ درمان هوميوپاتي استانداردي مثلاً براي سردرد وجود ندارد.

 

درماني كه پي مي گيريد بايد دقيقاً با سردرد مشخص شما همخواني داشته باشد اينكه كجاي سرتان درد مي كند، چه چيزي باعث آن شده، چه جور دردي دارد، چه چيزي آن را تشديد مي كند، چه چيزي آن را بدتر مي كند، حالت روحي شما و چه نشانه هاي ديگري احساس مي كنيد همه و همه دخيل هستند.

 

نكته ديگر اينكه معمولاً در محدوده خاصي از درمان هوميوپاتي به كار گرفته مي شوند و پيدا كردن درمان خارج از اين محدوده كمي مشكل است؛ همانطور كه اگر داروي شيميايي لازم يكي از ۳۰ داروي رايج نباشد داروخانه  دار به سختي مي تواند آن را پيدا كند.

 

تئوري درمان مشابه با مشابه به سال ۴۶۸ تا ۳۷۷ قبل از ميلاد باز مي گردد اما تا پيش از كارهاي ساموئل  هانه مان (۱۸۴۳ ۱۷۵۵) كاربرد عملي نداشت.

 

هانه مان در آزمايش هاي خود دوزهاي مختلف از تركيبات مختلف را روي خود و داوطلب سالمش امتحان و تاثير آن را جزء به جزء يادداشت مي كرد.

 

او براي اطمينان بيشتر تركيبات را به شكل بسيار بسيار رقيق درست مي كرد و به اين ترتيب به يكي از جنبه هاي شگفت انگيز هوميوپاتي پي برد. هر چه درمان هوميوپاتي رقيق تر باشد درمان بيماري موثرتر خواهد بود.

 

هوميوپاتي درماني جامع است. براي همين براي آنها كه به درمان هاي معمولي عادت كرده اند كمي عجيب به نظر مي رسد چون آنها براي مشكل پوستي يك دارو مي گيرند، براي سردردشان دارويي ديگر و براي بي خوابي هم دارويي ديگر.

 

مثلاً سرماخوردگي معمولي ويروسي دارد كه اثرات بي شماري به وجود مي آورد و در افراد مختلف تفاوت جزيي دارند. پس افراد مختلفي كه دچار همان ويروس مي شوند ممكن است نشانه هاي كاملاً متفاوتي داشته باشند. به همين دليل است كه براي هر بيمار بايد با تحليل خاص و دقيق خود تجويز شود تا از همه نشانه ها يك باره خلاص شود.

 

سيميليوم ماده منحصر به فردي است كه اگر به شخص سالم داده شود درست همان نشانه هاي بيماري را در او به وجود مي آورد كه بيمار دارد.

 

علاوه بر نشانه هايي كه بايد در هر مورد براي يافتن درمان هوميوپاتي درست باشد دقت هم بسيار مهم است. مثلاً حدود ۵۰۰۰ نوع سردرد داريم كه درمان هر يك براساس اينكه چه موقع درد بروز كرده، نوع درد، درد در كجاي سر است، چه چيزي آن را تشديد مي كند و چه نشانه هاي ديگري همراه آن است، فرق مي كند.

 

دوز و قدرت درمان

 

همه هوميوپات ها بر دوز و قدرت درمان براي تشخيص خاص توافق نظر ندارند و تشخيص دوز درمان به حساسيت بيمار و خود آن درمان خاص بستگي دارد.

 

اما اصل كلي اين است كه بيماري هاي مزمن بايد با دوز بالاتر بين ۳۰ تا ۲۰۰ و بيماري هاي تازه با دوز كمتر حدود ۶ درمان شوند. به هر حال استثناهايي هم وجود دارد به خصوص وقتي نشانه هاي بيماري با رويداد خاصي آغاز شده اند لازم است ابتدا بدن با وارد كردن دوز بالا تحريك شود و سپس درمان با دوز پايين تر ادامه يابد. دوزهاي پايين بيش از دوز بالا در هوميوپاتي كاربرد دارند.

 

قانون عمومي ديگر اينكه داروهاي قوي هوميوپاتي تنها هنگامي بايد به كار گرفته شوند كه اطمينان داشته باشيم درمان صحيح است بنابراين هميشه درمان با دوز پايين تر شروع مي شود و سپس اگر بهبود آغاز شود ولي كامل نباشد قدرت درمان را بالا مي برند.

 

داروهاي هوميوپاتي بايد به بدن پاك وارد شوند. مثلاً در زمان درمان با هوميوپاتي بايد از بوهاي تند مانند نعنا (حتي در خميردندان) و قهوه پرهيز شود. هر وقت احساس كرديد نشانه هاي بيماري بهتر شدند خوردن داروهاي هوميوپاتي را قطع كنيد.

 

نشانه هاي مهم

 

از آنجا كه هوميوپاتي براساس مجموعه نشانه هاي بيماري عمل مي كند بايد تمامي اين نشانه ها را در نظر آورد. بيشتر ما ناراحتي هايي داريم كه مدت ها با ما بوده اند و حتي ديگر به آنها توجهي نداريم مثل سردي پاها.

 

بايد به همه اين نشانه ها توجه كرد حتي بايد مواردي را كه بيماري تلقي نمي شود هم در نظر گرفت مثل خارش مداوم پشت گوش.

 

در كنار ناراحتي ظاهري كه داريد (مثل سردرد) بايد به موارد زير هم توجه كنيد:

 

- حالت روحي (مثل ترس و هيجان)

 

- رنگ، حالت و ترتيب دفع

 

- چه چيزي نشانه خاص را بهتر يا بدتر مي كند

 

- هر نشانه دقيقاً كجا واقع شده

 

- هر نشانه براي نخستين بار چه موقع شروع شد و چه چيزي باعث آن شد

 

- الگوي خواب

 

- به چه چيزي حساس هستيد (مثل نور، سرما، گرما، باد، لمس، انتقاد)

 

- زمان عادت ماهانه در خانم ها

 

هوميوپاتي در خانه

 

به كار گرفتن درمان هاي هوميوپاتي در خانه بي خطر است چرا كه هيچ عوارض جانبي خطرناكي به دنبال ندارد. تصوري درباره ساير درمان هاي جايگزين مثل طب گياهي، مكمل هاي غذايي يا طب گياهي چيني هم هست كه همه اينها در خوددرماني كاملاً بي خطر هستند چون «طبيعي» هستند.

 

اما در مورد هوميوپاتي موضوع فرق مي كند. در اين مورد چون همه چيز بسيار بسيار رقيق است خطري بيمار را تهديد نمي كند در حالي كه اگر بعضي درمان هاي گياهي يا مكمل هاي غذايي با دقت به كار گرفته نشوند خطرات طولاني مدت به جا مي گذارند.


+ نوشته شده در  Wed 3 Jan 2007ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط سعید   | 

نيايشي از دكتر چمران

 

 من اعتقاد دارم كه خداي بزرگ، انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مي‏دهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و مي‏بينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شده‏اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بندبند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است، حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است.درد، دل آدمي را بيدار مي‏كند، روح را صفا مي‏دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‏كند، نخوت و فراموشي را از بين مي‏برد، انسان را متوجه وجود خود مي‏كند.انسان گاه‏گاهي خود را فراموش مي‏كند، فراموش مي‏كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچك و ناچيز و آسيب‏پذير است، فراموش مي‏كند كه هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نمي‏پايد، فراموش مي‏كند كه جسم مادي او نمي‏تواند با روح او هم‏پرواز شود.

لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت مي‏كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي‏خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‏هاي عيني وجود، به پيش مي‏تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي‏شود. اما درد آدمي را به خود مي‏آورد، حقيقت وجود او را به آدمي مي‏فهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مي‏كند، و دست از غرور كبريايي برمي‏دارد، و معني خودخواهي و مصلحت‏طلبي و غرور را مي‏‏فهمد و آن را توجيه مي‏كند.خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.
خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه باران تهمت ودروغ و ناسزا را عليه من سرازير كردي، تا در ميان توفان‏هاي وحشتناك ظلم و جهل و تهمت غوطه‏ور شوم، و ناله حق‏طلبانه من در برابر غرش تندرهاي دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عميق و پرشكوه درد، سر به گريبان فطرت خود فرو برم. و درد و رنج علي را تا اعماق روحم احساس كنم، علي بزرگ، علي نمونه، علي مظهر اسلام و عنايت و عبادت و محبت و ايمان و عشق و تكامل، كه با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خيره‏كننده‏اش، بيش از هر كس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بيش از هزاروچهارصد سال تاريخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبليغات شوم طاغوتيان در اذهان اكثريت مسلمانان باقي نمانده است و شخصيت بي‏همتاي اين نمونه روزگار براي ميليون‏ها بشر ناشناخته مانده است.
خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.
خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي‏مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمت‏ها، ظلم‏ها، فشارها، و شكنجه ‏ها را با سهولت تحمل كنم.
خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي، تا گاه‏گاهي از دنياي ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبينم و جز «بقا»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي» براي من شكنجه‏اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.
خدايا! اكنون احساس مي‏كنم كه در دريايي از درد غوطه مي‏خورم، در دنيايي از غم و حسرت غرق شده‏ام، به حدي كه اگر آسمان‏ها و زمين را و همه ثروت وجود را به من ارزاني داري به سهولت رد مي‏كنم، و اگر همه عالم را عليه من آتش كني، و آسماني از عذاب بر سرم بريزي و زير كوه‏هاي غم و درد مرا شكنجه كني، حتي آخ نگويم، كوچكترين گله‏اي نكنم، كمترين ناراحتي به خود راه ندهم، فقط به شرط آنكه ذكر خود را، و ياد خود را و زيبايي خود را از من نگيري، و مرا در همان حال به دست بلا بسپاري، به شرط آنكه بدانم اين بلا از محبوب به من رسيده است تا احساس لذت كنم، و همه دردها و شكنجه‏ها را به جان و دل بخرم، و اثبات كنم كه عزت و ذلت دنيا براي من يكسان است، لذت و درد دنيا مرا تكان نمي‏دهد و شكست و پيروزي مادي در من تأثيري ندارد.
خوش نداشتم و ندارم، كه دوستانم و بزرگان به خاطر دوستي و محبت از من دفاع كنند، و مرا از ميان توفان بلاي حوادث نجات دهند، خوش نداشتم كه رحمت و شفقت دوستان و مخلصين را برانگيزم، و از قدرت معنوي و مادي آنان در راه هدف مقدس خويش استفاده كنم.
اما هميشه مي‏خواستم كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه‏اي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ مي‏خواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بكشم. مي‏خواستم در درياي فقر غوطه بخورم و دست نياز به سوي كسي دراز نكنم، مي‏خواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم، مي‏خواستم ميزان حق و باطل باشم، و دروغ‏گويان و مصلحت‏طلبان و غرض‏ورزان را رسوا كنم، مي‏خواستم آن‏چنان نمونه‏اي در برابر مردم بوجود آورم كه هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، و طريق مستقيم، روشن و صريح و معلوم باشد، و هر كس در معركه سرنوشت، مورد امتحان سخت قرار نگيرد و راه فرار براي كسي نماند.
اما هميشه آرزو داشتم اگر دوستانم مي‏خواهند از من دفاع كنند، به خاطر حق دفاع كنند، نه به خاطر محبت و دوستي، اگر به هدف من علاقمندند، به خاطر طرفداري از حق باشد، نه رحم و شفقت به دوستي دل‏سوخته و رنج‏ديده كه احياناً كسب قلب او ثواب داشته باشد.
خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.
خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‏اي است.
خدايا! ارشادم كن كه بي‏انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.
خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.
خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.
خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل توفان‏ها هستم، به من ديده‏اي عبرت‏بين ده، تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.
خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.
خدايا! مي‏خواهم فقيري بي‏‏نياز باشم، كه جاذبه‏هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.
خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تا در غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.
خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.
خسته‌‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.
خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده


+ نوشته شده در  Sat 23 Dec 2006ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط سعید   |